![]() |
![]() |
|
| ღ.•**•ღ به امید چتر فردایت خیس بارانم ღ.•**•ღ |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 1:20 توسط نفیسه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 1:16 توسط نفیسه |
|
|
کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه چرا بايد دل خدا بگيره!!!! دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم! آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس ميکرم که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند همه مي گفتند باران رحمت خداست ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش از دست آدما گرفته
|
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم مرداد 1387ساعت 1:47 توسط نفیسه |
|
|
تصویـــری از عشـق ای که می پرسی نشان عشق چیست، عشـق ظهور مهر عشق یعنی مهر بی اما،اگر عشق یعنی با پای سر عشق یعنی دل تپیدن بهر دوست،عشق یعنی جان من قربان اوست عشق یعنی بی زحمتی،عشق یعنی بوسه بی شهوتی عشق یعنی یار مهربان زندگی،بادبان و نردبان زندگی عشق یعنی دشت گلکاری شده، در کویری چشمه ای جاری شده عشق یعنی زشتی زیبا شده ،عشق یعنی گنگی گویا شده عشق یعنی زیر لب با خود ترنم داشتن برلب غمگین تبسم کاشتن |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 18:15 توسط نفیسه |
|
|
همه ي ما وارثيم وارث عذاب عشق سهم اونکس بيشتره که ميشه خراب عشق سوختـــــن و فـرياد زدن اينــه رمـــز و راز عشق وقت از خود مردنه لحظه ي آغاز عشق |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 17:37 توسط نفیسه |
|
|
غربت را نباید در شهری غریب یا در گمشدن لحظه های آشنا جستجو کرد هر وقت عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد آنگاه تو غریبی !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:51 توسط نفیسه |
|
|
همیشه غمگین ترین و بدترین لحظه های زندگی آدما توسط همون کسی ساخته می شه که شیرین ترین لحظه تو برات داشته..
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:23 توسط نفیسه |
|
|
عشق ایستادن زیر باران و با هم خیس شدن نیست.عشق آن است که یکی برای دیگری چتر شود و آن یکی هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشده.................
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:18 توسط نفیسه |
|
|
هرگز
توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط با لبخند تو زنده باشه .......................... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:13 توسط نفیسه |
|
|
آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به عشق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگ های خشک پائیز راه می رفت و صدای خش خش برگ ها آوازی بود که من گمان می کردم می گوید دوست دارم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 17:6 توسط نفیسه |
|
|
دریا
دریا باش که اگر کسی به سویت سنگی پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آنکه تو متلاطم شوی. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 16:59 توسط نفیسه |
|
|
موج اگه می دونست ساحل هیچ وقت دستاشو نمی گیره / هیچ وقت برای رسیدنش نفس نفس نمی زد .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 18:39 توسط نفیسه |
|
|
ماهی شده بود باورش،اگه تور بندازن سرش میشه عروس ماهی ها،شاه ماهی میشه همسرش،ماهی نمی شدباورش تور اگه بندازن سرش نگاه گرم ماهی گیر میشه نگاه آخرش.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 18:18 توسط نفیسه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
به من سر بزن عزیزم این یک دستوره! آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم خرداد 1387 |
|
RSS
|